كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )

186

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )

آن حكومت كرد . بعد از وفات محمد ، ميان پسران او بر سر فرمانروايى جنگ و جدال و كشت‌وكشتار افتاد ولى سرانجام زمام امور موصل و ديگر شهرها و قلعه‌هاى بنى عقيل در جزيره به دست برادرزاده‌اش قرواش بن مقلد افتاد . مشكل عمده‌اى كه قرواش با آن روبه‌رو بود حفظ قلمرو خويش در مقابل حملات تركان غز بود كه از جانب ايران و عراق در طى دهه سوم و چهارم قرن پنجم / يازدهم بر اين ناحيه تاخت‌وتاز مىآوردند و اين كار اتحاد و اتفاق با دولت مزيديان حله را در عراق كه آنان نيز مورد تهديد قرار گرفته بودند ، الزامى ساخت . در دورهء حكومت مسلم بن قريش ، برادرزادهء بزرگ قرواش ، دامنهء قلمرو بنى عقيل به نهايت گستردگى خود رسيد و تقريبا از بغداد تا حلب گسترش يافت . مسلم از آن‌جا كه شيعه‌مذهب بود ، طبعا بيشتر تمايل داشت كه از فاطميان در مقابل سلجوقيان سنى مذهب پشتيبانى كند ولى چون به سرزمين‌هاى آل مرداس در شمال شام چشم دوخته بود ، با سلطان الب‌ارسلان و سلطان ملكشاه سلجوقى از در اتحاد درآمد . ولى بعدا به فاطميان پيوست و همين امر سبب شد كه سپاهيان سلجوقى به موصل درآيند . مسلم به آمد و حلب گريخت و در آن‌جا عاقبة الامر در جنگ با امير شورشى سلجوقى ، سليمان بن قتلمش به قتل رسيد ( 478 / 1085 ) . بنى عقيل در موصل به عنوان حكمرانان دست‌نشاندهء سلاجقه باقى ماندند تا اين‌كه تتش بن الب‌ارسلان در 486 / 1093 يك حكمران عقيلى از جانب خود در آن‌جا بگماشت و اندكى بعد آنان را از ميان برداشت . اما شاخه‌هاى ديگر بنى عقيل به عنوان حكمرانان محلى چند دهه ديگر در عراق مركزى و ديار مضر باقى ماندند و شاخه رقه و قلعه جعبر تا 564 / 1169 تحت حكومت يكى از اعقاب بدران بن مقلد دوام آوردند تا اين كه نور الدين محمد بن زنگى آن‌جا را تصرف كرد و آنها را برانداخت ( بنگريد به شماره 93 ) . به نظر مىرسد كه بنى عقيل يك سلسلهء كاملا بدوى نافرهيخته و غارت‌گر نبودند ، بلكه دست‌كم بعضى از دستاوردها و الگوهاى نظام مملكت‌دارى را از عباسيان فراگرفته و در قلمرو حكومت خويش به كار بسته بودند . مثلا گويند كه مسلم بن قريش در هريك از آبادىهاى اميرنشين خود يك نفر « صاحب الخبر » داشت كه اوضاع و احوال جارى را به او گزارش مىكرد و چند تنى از امراى اين سلسله به شاعرى شهرت داشتند . برافتادن بنى عقيل اندكى پس از بنى مزيد پايان دوره‌اى را صلا مىدهد كه در آن اميران و دولت‌هاى عرب بر ناحيه وسيعى از عراق و شام قدرت يافته بودند و در ميان قدرت‌هاى بزرگ همچون فاطميان ، سلجوقيان و ديلميان از خود دفاع مىكردند . تمايلات شيعى وى